عبد الرزاق مقرّم ( مترجم : پرويز لولاور )

37

الامام الجواد ( ع ) ( نگاهى گذرا بر زندگانى امام جواد ع ) ( فارسي )

« على بن جعفر » ادامه مىدهد : من از جا برخاستم و آب دهان حضرت امام جواد عليه الصلاة و السلام را مكيدم و عرض كردم : در محضر خداى تعالى شهادت مىدهم كه شما امام من هستيد . حضرت امام رضا عليه الصلاة و السلام ، گريستند و فرمودند : « يا عم الم تسمع ابى يقول قال رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - بابى ابن خيرة الاماء النوبية الطيبة الفم المنتجبة الرحم « 1 » يكون من ولده الطريد الشريد الموتور بابيه وجده صاحب الغيبة يقال مات او هلك في اى واد سلك » « اى عمو مگر سخن پدرم را نشنيدى كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم فرموده‌اند : پدرم به فداى پسر بهترين كنيزان كه از خاندان نوبيه ، پاك دهان و با عفّت است . از فرزندانش آن امام رانده شده و آواره مىباشد كه انتقام خون پدر و جدّش گرفته نشده و صاحب غيبت است . درباره‌اش مىگويند از دنيا رفته يا در بيابانى هلاك شده است . » « على بن جعفر » به حضرت عرض كرد : فدايت شوم ، راست گفتى . « 2 » در حديث « محمد بن اسماعيل حسينى » از قول حضرت امام حسن عسكرى عليه الصلاة و السلام آمده است كه شكّاكان در مورد حضرت ابو جعفر امام جواد عليه الصلاة و السلام گفتند كه او فرزند « سنيف » - غلام سياه حضرت امام رضا عليه الصلاة و السلام - يا فرزند « لؤلؤ » مىباشد و فرزند حضرت امام رضا عليه الصلاة و السلام نيست . بدين سبب حضرت ابو جعفر امام جواد و حضرت امام رضا - عليهما الصلاة و السلام - را نزد مامون بردند و از قيافه‌شناسان مكّه تقاضاى اظهار نظر كردند . هنگامى كه حضرت ابو جعفر عليه الصلاة و السلام را كه در آن زمان پانزده ماهه بودند ، به مسجد الحرام بردند تا قيافه‌شناسان ايشان را ببينند ، همهء مردم گرد آمده بودند و به انوار الهى كه از پيشانى آن حضرت ساطع مىگشت ، نظر مىكردند . قيافه‌شناسان با يك نظر بر كودك كه جامهء امامت و رداى كرامت در بر داشت ، بر رو در افتادند و گفتند : واى بر شما ، آيا ستاره‌اى چنين درخشان و نورى چنين تابنده را بر افرادى چون ما عرضه مىكنيد ؟ اين ، به خدا سوگند داراى نژاد پاك و نسبى مهذّب و پاكيزه است ؛ به خدا سوگند جز در پشت پاكان و رحم پاكيزگان نبوده است ؛ به

--> ( 1 ) - اصول كافى ، چاپ شده در حاشيهء مرآة العقول ، ج 1 ، ص 237 . ( 2 ) - كشف الغمّة ، ص 285 .